باز هم............................
بازهم امشب زیر لبهایم صدایت می کنم
اشک می ریزم ، دو چشمم را فدایت می کنم
در نگاه خسته ات ، دنبال حرفی تازه ام
هرچه می خواهی بگو ، من هم دعایت می کنم
خسته ای ، طاقت نداری ، می روی آخر سفر
طاقت اشکت ندارم ، پس رهایت می کنم
رفته ای ، من مانده ام در انتهای عشق تو
رفته ام قربان عکست ،جان به پایت می کنم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 21:27 توسط سجاد آریافر
|